حادثه اي كه سالها قبل در كانال بزرگ در كنار جاده اتفاق افتاد هنوز هم مانند آژيري خطر در ذهن نگارنده به صدا در مي آيد. با پيكان آلبالويي شكل از مشگين شهر عازم پارس آباد بودم كه در نزديكي كانال بزرگ نرسيده به پارس آباد در كنار جاده يك دستگاه كمپرسي را ديدم كه با بي احتياطي در كنار جاده متوقف كرد. فكر كردم اين شخص چرا اينكار را انجام ميدهد. اما تو گويي وي شاهد يك حادثه وحشتناك بوده است. حادثه غرق شدن دو تن از اعضاي خانواده تبريزي كه پدر خانواده از كارمندان ساكن تبريز بوده است. فرزندش براي نجات نوه وي كه به داخل كانال افتاده بود خودش را به درون آب زده بود اما چون خودش هم شنا بلد نبود هر دو در حال غرق شدن بودند. راننده كمپرس كه بعدها خودش را آقاي صحرايي ناميد و من همين قدر از وي اطلاعات دارم با بي محابايي و با جرات خودش را به داخل كانال انداخت و هر دو را يعني هم پدر و هم دخترش را نجات داد .
صداي شيون و ناله و زاري ميهمانان تبريزي در آسمان پيچيد. يادم است پدر بزرگ بازنشسته تبريزي پول زيادي در دستش گرفته بود و مي گفت همه اش مال شماست بگيريد ! اما اين جوان دشت مغاني با ادب و نزاكت گفت وظيفه من بود ما مردم ميهمان نوازي هستيم براي پول فرزند انت را نجات ندادم. بله . بنده كه در آنموقع تازه از اسارت در اردوگاههاي جنگي عراق بازگشته بودم به اين جوان افتخار كردم و از اينكه اينچنين همشهرياني دارم احساس غرور كردم اما دو سئوال در ذهن خودم شكل گرفت . اول اينكه عمق اين كانال بزرگ چرا در تابلويي در كنار آن درج نشده بود ؟ و دوم اينكه چرا اين كانال فنس كشي نشده بود ؟ البته اكنون پس از نزديك 18 سال از اين ماجرا هنوز كانال بزرگ اين دو سئوال را با خود يدك مي كشد و اميد كه مسئولان امر به اين امر حياتي اقدام نمايند چرا كه ممكن است يكي از اعضاي خانواده و بستگانشان خود قرباني اين كانال و دهها كانال و چهل پله ديگر شوند .
(فرزاد جان بارفتنت هنوز داغ ما سرد نشده و با همه خوشی ها و بدی ها انگار که پیش مایی..هنوز هم به یادتیم......)
برچسبها: فوت, مرگ, پارس آباد, اتفاق, چهل پله
ادامه مطلب

